الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
96
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
اياس گفت : مركوبى خواهم كه شتر من لاغر شده است . گفت : اين هم راحله با پالان سوار شو و برو . آن مرد سوار شد و به استقبال آن حضرت رفت پس از چهار شب در منزل زباله به او رسيد و خبر بگفت و رسالت برسانيد . حسين عليه السّلام فرمود : آنچه مقدّر است مىرسد از خداى تعالى چشم داريم اجر مصيبت خويش را در فساد امت . ( 1 ) و مسلم وقتى به خانهء هانى بن عروه رفته بود و هيجده هزار كس با او بيعت كرده بودند نامه سوى حسين عليه السّلام فرستاده بود با عابس بن ابى شبيب شاكرى و نوشته بود : امّا بعد ، آن كس كه به طلب آب مىرود با اهل خود دروغ نمىگويد از اهل كوفه هيجده هزار كس با من بيعت كردند پس در آمدن شتاب فرماى همان وقت كه نامهء مرا مىخوانى كه همهء مردم را دل با تو است و دل به جانب آل معاويه ندارند و السّلام . ( 2 ) و در مثير الاحزان هم به همين مضمون نامه نقل كرده است و گويد آن را با عابس بن ابى شبيب شاكرى و قيس بن مسهّر صيداوى بفرستاد ( كامل ) اما مسلم محمد اشعث او را به قصر عبيد الله برد و محمد تنها نزد عبيد الله رفت و خبر بگفت و اينكه او را امان داده است عبيد الله گفت : تو را با امان چهكار تو را نفرستاديم او را امان دهى بلكه فرستاديم او را بياورى و محمد خاموش شد و چون مسلم بر در قصر بنشست كوزهاى ديد از آب سرد گفت : از اين آب به من دهيد . مسلم بن عمرو باهلى گفت : اين آب را به اين سردى مىبينى و اللّه از آن يك قطره نچشى تا در دوزخ از حميم بنوشى . ابن عقيل فرمود : تو كيستى ؟ مسلم باهلى گفت : من آن كس هستم كه حق را شناختم و تو آن را بگذاشتى و خير خواه امام خود بودم و تو بدخواهى نمودى و فرمانبردار بودم و تو عصيان كردى من مسلم بن عمرو باهليم . ابن عقيل فرمود : مادرت به سوگ تو نشيند چه درشت و بدخوى و سنگيندلى اى پسر [ 1 ] باهله تو به حميم و خلود در دوزخ سزاوارترى از من پس عمارة بن عقبه آب سرد خواست . ( 3 ) و در ارشاد گويد : عمرو بن حريث [ 2 ] غلام خود را فرستاد تا كوزهء آب آورد بر آن دستمالى بود و قدحى و آب در قدح ريخت و گفت : بنوش . مسلم قدح بگرفت تا آب بنوشد قدح از
--> [ 1 ] مؤلف در حاشيه گويد : مسلم به اين تعبير تعيير او خواست چون طائفه باهله فرومايهترين و لئيمترين قبائل عرب بودند . و از امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده است كه روزى فرمود : « طايفهء غنى و باهله و طائفه ديگرى را نام برد نزد من بخوانيد تا عطاى خود بستانند سوگند به آن كسى كه دانه را بشكافت و جنين را بيافريد كه آنها را در اسلام نصيبى نيست و در نزديك حوض و مقام محمود گواه باشم كه دشمنان من بودند در دنيا و آخرت » . [ 2 ] عمرو بن حريث مخزومى قرشى و حريث - بحاء مضمومه و راء مفتوحه - كنيهء ابو سعيد است هنگامى كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رحلت فرمود دوازدهساله بود از دست بنى اميه ولايت كوفه داشت و بنى اميه را به دو اعتماد بود و او نيز هوادار آنان و دشمن امير المؤمنين عليه السّلام بود در سال 85 از دنيا رفت ؛ مؤلف .